تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٨
و اخلاف آنها به ميان آمده است.
نخست يادآور مىشود كه «بعد از آنان فرزندانى جانشينشان شدند كه كتاب آسمانى يعنى تورات را از پيشينيان خود به ارث بردند، اما با اين حال، فريفته متاع بىارزش اين جهان ماده شدند، حق و هدايت را با منافع مادى خويش معاوضه مىكردند» «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الأَدْنى».
«خَلْف» (بر وزن حرف)- چنان كه بعضى از مفسران گفتهاند- غالباً به معنى فرزندان ناصالح است در حالى كه «خَلَف» (بر وزن شرف) به معنى فرزند صالح مىآيد. «١»
پس از آن، اضافه مىكند: هنگامى كه آنها در كشمكش وجدان از يك سو، و منافع مادى از سوى ديگر قرار مىگيرند، دست به دامن اميدهاى كاذب زده، «مىگويند (ما اين منفعت نقد را مشروع يا نامشروع به چنگ مىآوريم خداوند، رحيم و مهربان است) به زودى مورد بخشش و غفران قرار خواهيم گرفت» «وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا».
اين جمله نشان مىدهد: آنها بعد از انجام چنين كارى يك نوع پشيمانى زودگذر و حالت توبه ظاهرى به خود مىگرفتند، ولى به طورى كه قرآن مىفرمايد: اين ندامت و پشيمانى آنها به هيچ وجه ريشهدار نبوده است، به همين دليل مىفرمايد: «اگر سود مادى ديگرى همانند آن به دستشان مىآمد، آن را مىگرفتند» «وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ».
«عَرَض» (بر وزن غرض) به معنى موجود عارضى، كم دوام و ناپايدار است،