تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨
وزن مىكنند، مشكل را حل نمايند، و حتى عبارتى از «عبيد بن عمير» نقل شده است كه مىگويد: يُؤْتى بِالرَّجُلِ الطَّوِيْلِ الْعَظِيْمِ فَلا يَزِنُ جَناحَ بَعُوضَةٍ: «در آن روز، فرد بزرگ جثهاى را مىآورند كه در ترازوى سنجش به اندازه بال مگسى وزن ندارد»! «١» اشاره به اين كه ظاهراً آدمهاى باشخصيتى بودند و در باطن هيچ!
ولى اگر مسأله مقايسه زندگى آن جهان را با زندگى دنيا كنار بگذاريم و توجه داشته باشيم كه: همه چيز در آنجا با اينجا متفاوت است، درست همانند تفاوتى كه ميان زندگى جنين در عالم رحم، با زندگى انسان در اين دنيا وجود دارد.
و نيز توجه داشته باشيم كه: در فهم معانى الفاظ، نبايد هميشه، به دنبال مصداقهاى موجود و معين برويم، بلكه مفاهيم را از نظر نتيجه بررسى كنيم، مسأله «وزن در روز رستاخيز» كاملًا حل خواهد شد.
توضيح اين كه:
در گذشته هنگامى كه مثلًا نام «چراغ» برده مىشد، ظرفى به نظر مىرسيد كه مقدارى ماده روغنى در آن ريخته شده بود و فتيلهاى در ميان آن نصب گرديده، و احتمالًا حبابى نيز روى آن براى تنظيم هوا قرار داده شده بود.
در حالى كه امروز از كلمه «چراغ» چيز ديگرى مىفهميم، دستگاهى كه نه ظرفى براى روغن دارد، نه فتيلهاى، و نه حبابى براى تنظيم هوا، اما آنچه چراغ امروز را با ديروز پيوند مىدهد، همان هدف و نتيجه آن است، يعنى وسيلهاى كه تاريكى را از ميان مىبرد.