تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
يك جامعه مرده، بىروح، خالى از تحرك و فاقد تكامل بود.
درست به اندام يك گياه نگاه كنيد، ريشههاى محكم و خشن، با ساقههاى ظريفتر اما نسبتاً محكم، و شاخههائى لطيفتر و بالاخره برگها و شكوفهها و گلبرگهائى كه هر كدام از ديگرى ظريفتر است دست به دست هم داده و يك بوته گل زيبا را ساختهاند، و سلولهاى هر يك به تفاوت مأموريتهايشان كاملًا مختلف و استعدادهايشان به تناسب وظائفشان متفاوت است.
عين اين موضوع در جهان انسانيت ديده مىشود، افراد انسان روى هم رفته نيز يك درخت بزرگ و بارور را تشكيل مىدهند كه هر دسته، بلكه هر فردى رسالت خاصى در اين پيكر بزرگ بر عهده دارد، و متناسب آن ساختمانِ مخصوص به خود، و اين است كه قرآن مىفرمايد: اين تفاوتها وسيله آزمايش شما است؛ زيرا همان طور كه سابقاً هم گفتيم «آزمايش» در مورد برنامههاى الهى به معنى «تربيت و پرورش» است.
و به اين ترتيب، پاسخ هر گونه ايرادى كه بر اثر برداشت نادرست از مفهوم آيه عنوان مىشود، روشن خواهد گرديد.
***
٢- خلافت انسان در روى زمين
نكته جالب ديگر اين كه: قرآن كراراً انسان را به عنوان «خليفه» و «نماينده خدا در روى زمين» معرفى كرده است، اين تعبير، ضمن روشن ساختن مقام بشر، اين حقيقت را نيز بيان مىكند كه اموال، ثروتها، استعدادها و تمام مواهبى كه خدا به انسان داده، در حقيقت مالك اصليش او است، و انسان تنها نماينده و مجاز و مأذون از طرف او مىباشد.
بديهى است هر نمايندهاى در تصرفات خود استقلال ندارد بلكه بايد