تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦
همچنين با آنچه در احاديث مربوط به «سنت حسنه» و «سنت سيئه» كه از طرق شيعه و اهل تسنن وارد شده است، منطبق نمىتواند باشد.
مضمون اين روايات اين است:
اگر كسى سنت خوبى بر جاى نهد، پاداش تمام كسانى كه به آن عمل مىكنند را خواهد داشت (بدون آن كه از پاداش خود عملكنندگان كاسته شود).
و همچنين كسى كه سنت بدى را بر جاى نهد، گناه تمام كسانى كه به آن عمل مىكنند، براى او نوشته مىشود (بى آن كه از گناهان عاملان آن چيزى كاسته گردد).
(قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مَنِ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً كانَ لَهُ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْءٌ وَ مَنِ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً كانَ عَلَيْهِ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِها مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أَوْزارِهِمْ شَيْءٌ). «١»
پاسخ اين ايراد روشن است، زيرا آيه مورد بحث مىفرمايد: بىجهت و بدون ارتباط، گناه كسى را بر ديگرى نمىنويسند، اما آيات و رواياتى كه اشاره شد، مىگويد: اگر انسان بنيانگذار عمل نيك و بد ديگرى باشد، و به اصطلاح از طريق «تسبيب» در انجام آن عمل دخالت داشته باشد، در نتايج آن شريك خواهد بود و در حقيقت عمل خود او محسوب مىشود؛ چرا كه پايه و اساس آن، به دست وى گذارده شده است.
***