تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥
همانها كه تدريجاً و پس از مطالعه كافى روى دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله سرانجام اسلام را پذيرفتند و در جمع مسلمانان راستين و حاميان مخلص درآمدند، اين تفسير با ظاهر آيه و فعل مضارع كه در آن به كار رفته هماهنگتر است.
و اين كه: در پارهاى از روايات شيعه و اهل سنت وارد شده كه اين آيه اشاره به گروه كوچكى از بنىاسرائيل است كه در ماوارء «چين» زندگى دارند، زندگى عادلانه و توأم با تقوا و خداشناسى و خداپرستى، علاوه بر اين كه، با آنچه از وضع جهان آگاهيم سازگار نيست، و تواريخ موجود اين موضوع را تأئيد نمىكند.
احاديث مزبور از حيث سند معتبر نمىباشد، و نمىتوان به عنوان يك حديث صحيح طبق قواعد علم رجال روى آنها تكيه كرد.
***
در آيه بعد اشاره به چند قسمت از نعمتهاى خدا بر بنىاسرائيل مىكند.
نخست مىفرمايد: «ما آنها را به دوازده گروه تقسيم كرديم» «وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً»، تا نظمى عادلانه و دور از برخوردهاى خشونتآميز در ميانشان حكومت كند.
روشن است هنگامى كه يك ملت داراى تقسيمبندىهاى صحيح و منظم بوده باشد، و هر بخش و يا هر گروه تحت رهبرى رهبر لايقى قرار گيرد، اداره آنها آسانتر و رعايت عدالت در ميانشان سهلتر خواهد بود، و به همين دليل، تمام كشورهاى جهان مىكوشند از اين اصل، پيروى كنند.
كلمه «أَسْباط» جمع «سبط» (بر وزن ثبت و همچنين بر وزن سِفْت) در اصل، به معنى توسعه و گسترش چيزى به آسانى و راحتى است، سپس به فرزندان- مخصوصاً نوهها- و شاخههاى يك فاميل، «سبط و اسباط» گفته شده