تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢
***
در آخرين آيه مورد بحث، بار ديگر فرمان بيرون رفتن ابليس از حريم قرب خدا و مقام و منزلت بالا صادر مىشود، با اين تفاوت كه در اينجا حكم طرد او به صورت تحقيرآميزتر و شديدتر صادر شده است، و شايد به خاطر لجاجتى بود كه شيطان در مورد اصرار در وسوسه افراد انسان به خرج داد، يعنى در آغاز تنها گناه او سركشى از اطاعت فرمان خدا بود و به همين جهت فرمان خروج او صادر شد.
اما بعداً گناه بزرگ ديگرى بر گناه خود افزود و آن تصميم گمراه ساختن دگران بود، به او فرمود: «از اين مقام با بدترين ننگ و عار بيرون رو و با خوارى و ذلت فرود آى»! «قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً». «١»
«و سوگند ياد مىكنم كه هر كس از تو پيروى كند، جهنم را از تو و آنها پر سازم»! «لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعينَ».
***
نكتهها:
١- نخستين قياس، قياس شيطان بود
در روايات متعددى كه از طرقاهلبيت عليهم السلام به ما رسيده قياس كردن احكام و حقايق دينى به شدت محكوم شده است، در اين اخبار مىخوانيم: نخستين كسى كه قياس كرد، شيطان بود، امام صادق عليه السلام به «ابوحنيفه» فرمود:
لاتَقِسْ فَإِنَّ أَوَّلَ مَنْ قاسَ إِبْلِيسُ: «قياس مكن كه نخستين قياسكننده