تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨
خواب غفلت بيدار مىگشتند، به دست و پا مىافتادند و از موسى عليه السلام مىخواستند كه دست به دعا بردارد و نجات آنها را از خدا بخواهد.
اما همين كه طوفان بلا و امواج حوادث فرو مىنشست، همه چيز را فراموش كرده به حال اول باز مىگشتند.
در آيه نخست، مىخوانيم: «هنگامى كه بلا بر آنها مسلط مىشد، مىگفتند:
اى موسى، براى ما از خدايت بخواه تا به عهدى كه با تو كرده است وفا كند، و دعايت را در حق ما مستجاب نمايد» «وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ».
و اضافه كردند: «اگر تو اين بلا را از ما برطرف سازى، سوگند ياد مىكنيم كه قطعاً هم خودمان به تو ايمان خواهيم آورد و هم بنىاسرائيل را آزاد ساخته و با تو مىفرستيم» «لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَني إِسْرائيلَ».
«رِجْز» در معانى زيادى به كار رفته است: «بلاهاى سخت، طاعون، بت و بتپرستى، وسوسه شيطان، و برف يا تگرگ سخت».
ولى همه اينها مصداقهاى مختلفى است از مفهومى كه ريشه اصلى آن را تشكيل مىدهد؛ زيرا ريشه اصلى آن به طورى كه «راغب» در كتاب «مفردات» گفته، همان اضطراب است.
و به گفته «طبرسى» در «مجمع البيان» مفهوم اصليش انحراف از حق مىباشد. «١»
بنابراين، اگر به مجازات و كيفر و بلا «رِجْز» گفته مىشود، براى اين است كه بر اثر انحراف از حق و ارتكاب گناه، دامان انسان را مىگيرد.