تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٦
نمىگويد كوه بر سر آنها سايبان شد، بلكه مىفرمايد همانند سايبانى گرديد (كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ).
اين تعبير يا به خاطر آن است كه سايبان را معمولًا براى اظهار محبت بالاى سر افراد قرار مىدهند، در حالى كه در آيه مورد بحث، اين كار به عنوان يك بلا و تهديد بود.
و يا به خاطر اين است كه: سايبان امرى است پايدار، در حالى كه قرار گرفتن كوه بالاى سر آنها جنبه موقتى و ناپايدار داشت.
***
٣- هدف نهائى، تمسك به آيات
گفتيم با اين آيه آيات مربوط به سرگذشت بنىاسرائيل و حوادث گوناگون و خاطرات شيرين و تلخ در مورد آنها (در اين سوره) پايان مىپذيرد، و اين سرگذشت آخرين سرگذشت انبياء است كه در اين سوره آمده است.
ذكر اين آيه، در پايان سرگذشت آنها در اين سوره- با اين كه آخرين جريان مربوط به اين جمعيت نيست- ممكن است به خاطر اين باشد كه هدف نهائى از تمام اين ماجراها همان تمسك به آيات پروردگار و عمل به پيمانهاى او، و براى رسيدن به تقوا و پرهيزكارى است كه در اين آيه و آيه پيش از آن بيان شده است.
يعنى تمام رسالت موسى عليه السلام و ساير انبياء، مبارزات و درگيرىهاى مستمر و سخت آنان، و ناراحتىها و شدائد طاقتفرسائى كه تن به آن دادند، همه براى آن بوده است كه: فرمان خدا و اصول حق، عدالت و پاكى و تقوا در ميان همه به طور كامل اجرا گردد.
***