تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩
به كار رفته و در اين آيه هم جمله نادى: (ندا داد) كه براى خطاب از دور است آمده، و هم كلمه «تِلْكُما» كه براى اشاره به دور مىباشد ذكر شده.
***
نكتهها:
١- وسوسه سلب اختيار نمىكند
از جمله «وَسْوَسَ لَهُما» (با توجه به «لام» كه معمولًا براى نفع و فائده مىآيد) چنين استفاده مىشود كه: شيطان در وسوسههاى خود، چهره خيرخواهى و دوستى آدم را به خود گرفت، در حالى كه در جمله «وَسْوَسَ إِلَيْهِ» «١»
چنين معنى وجود ندارد، بلكه تنها به معنى نفوذ مخفيانه در قلب كسى است.
در هر حال نبايد تصور كرد كه وسوسههاى شيطان هر چند قوى و نيرومند باشد از انسان سلب اختيار مىكند بلكه باز انسان مىتواند با نيروى خرد و ايمان، در مقابل آن ايستادگى كند.
و به تعبير ديگر: وسوسههاى شيطانى انسان را مجبور به كار خلاف نمىكند، بلكه نيروى اختيار همچنان باقى خواهد بود، اگر چه مقاومت در مقابل آن، نياز به پايمردى و ايستادگى بيشتر و گاهى تحمل درد و رنج دارد، ولى اين گونه وسوسهها سلب مسئوليت از كسى نمىكند، همان طور كه در مورد آدم نكرد.
لذا ملاحظه مىكنيم: با تمام عواملى كه در برابر آدم عليه السلام به عنوان تشويق به نافرمانى خدا از طرف شيطان وجود داشت، خداوند او را مسئول عملش دانست و به ترتيبى كه بعداً خواهد آمد، او را كيفر داد.
***