تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٨
رهبرى دارى!!
پاسخ اين ايراد از بحثهاى گذشته به خوبى روشن شد كه بر خلاف تصور اين ايرادكنندگان حديث مزبور، در يك واقعه و تنها در واقعه «تبوك» صادر نشده، بلكه در موارد متعددى، به عنوان يك قانون كلّى ذكر شده است كه ما هفت مورد آن را با ذكر اسنادش از كتب دانشمندان اهل تسنن در بحثهاى گذشته آورديم.
از اين گذشته، ماندن على عليه السلام در «مدينه» يك كار ساده به منظور نگهدارى زنان و كودكان نبود، بلكه اگر هدف اين بود، از بسيارى از افراد ديگر اين كار ساخته بود و پيامبر صلى الله عليه و آله بزرگترين قهرمان شجاع سپاهش را براى هدف كوچكى، آن هم در زمانى كه به مبارزه يك امپراطورى بزرگ (امپراطورى روم شرقى) مىرفت، نمىگذاشت.
پيدا است هدف اين بوده كه: در غيبت طولانى او دشمنان فراوانى كه در اطراف «مدينه» بودند و منافقانى كه در خود «مدينه» وجود داشتند از فرصت براى در هم كوبيدن «مدينه»، كانون اسلام، استفاده نكنند، تنها كسى كه مىتوانست اين مركز حساس را حفظ و نگهدارى كند، على عليه السلام بود.
ايراد دوم- هارون در زمان موسى از دنيا رفت
مىدانيم- و در تواريخ مشهور آمده است- كه «هارون» در زمان خود موسى عليه السلام از دنيا رفت، بنابراين تشبيه به هارون، اثبات نمىكند كه على عليه السلام بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله جانشين او باشد.
شايد اين مهمترين ايرادى است كه به اين حديث شده است، ولى جمله «إِلَّا أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدِى» پاسخ اين ايراد را به خوبى مىدهد؛ زيرا اگر گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله كه مىگويد: تو به منزله هارون نسبت به من هستى، مخصوص به زمان