تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠
إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتي وَ بِكَلامي».
اكنون كه چنين است «آنچه را به تو دستور دادهام بگير و در برابر اين همه موهبت، از شكرگزاران باش» «فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرينَ».
آيا از اين آيه استفاده مىشود كه: تكلّم با خدا از امتيازات مخصوص موسى عليه السلام در ميان پيامبران بود؟ يعنى تو را از ميان پيامبران براى اين كار برگزيدم؟
حق اين است كه آيه فوق، در صدد اثبات چنين مطلبى نيست، بلكه به قرينه ذكر رسالات، كه همه پيامبران دارا بودند، هدف آيه، بيان دو امتياز بزرگ موسى عليه السلام بر توده مردم است:
يكى دريافت رسالات خدا.
و ديگرى گفتگوى با پروردگار كه هر دو مقام رهبرى او را در ميان امت خويش تثبيت مىكرد.
***
آنگاه اضافه مىكند: «در الواحى كه بر موسى عليه السلام نازل كرديم، از هر موضوعى پند و اندرز كافى و شرح و بيان مسائل مورد نياز در امور دين و دنيا و فرد و اجتماع، براى او نوشتيم» «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ».
سپس به او دستور داديم كه «با نهايت جديت و قوت اراده، اين فرمانها را برگير» «فَخُذْها بِقُوَّةٍ».
«و به قوم خود نيز فرمان ده كه بهترين آنها را انتخاب كنند» «وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها».
و نيز به آنها اخطار كن كه مخالفت با اين فرمانها و فرار از زير بار