تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥
چنان حمله عمومى از قبل آماده كرده باشند؛ زيرا حادثه يك حادثه ناگهانى بود.
بنابراين، چنين نتيجه مىگيريم كه: با يك خاموشى برق، دهها هزار نفر از مردم يك شهر ثروتمند، و به اصطلاح پيشرفته تبديل به «غارتگر» شدند، اين نه تنها دليل بر انحطاط اخلاقى يك ملت است، كه دليل بر ناامنى شديد اجتماعى نيز مىباشد.
خبر ديگرى كه در «جرائد» بود اين خبر را تكميل كرد و آن اين كه:
يكى از شخصيتهاى معروف كه در همين ايام در «نيويورك» در يكى از هتلهاى مشهور چندين ده طبقهاى «نيويورك» سكونت داشت مىگويد:
قطع برق، سبب شد كه راه رفتن در راهروهاى هتل به صورت كار خطرناكى درآيد، به طورى كه متصديان هتل اجازه نمىدادند كسى تنها از راهروها بگذرد و به اطاق خود برسد، مبادا گرفتار غارتگران گردد.
لذا مسافران را در اكيپهاى ده نفرى يا بيشتر، با مأمورين مسلّح به اطاقهاى خود مىفرستادند!
شخص مزبور اضافه مىكند: تا گرسنگى شديد به او فشار نمىآورده، جرئت نداشته است از اطاق خويش خارج گردد!
اما همين خاموشى برق در كشورهاى عقبمانده شرقى، هرگز چنين مشكلاتى را به وجود نمىآورد، و اين نشان مىدهد كه: آنها در عين ثروت و پيشرفت صنايع، كمترين امنيت را در محيط خودشان ندارند، از اين گذشته، ناظران عينى مىگويند: آدمكشى در آن محيطها همانند نوشيدن يك جرعه آب است، به همين آسانى.
و مىدانيم اگر تمام دنيا را به كسى بدهند، اما در چنين شرائطى زندگى كند، از بيچارهترين مردم جهان خواهد بود.