تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩
طبيعى بود.
اين واكنش شديد و اظهار خشم، اثر تربيتى فوقالعادهاى در بنىاسرائيل گذارد، و صحنه را به كلّى منقلب ساخت، در حالى كه اگر موسى عليه السلام مىخواست با كلمات نرم و ملايم آنها را اندرز دهد شايد كمتر سخنان او را مىپذيرفتند.
قرآن در اينجا عكسالعمل هارون براى برانگيختن عواطف موسى عليه السلام و بيان بىگناهى خود را چنين منعكس مىكند، «گفت: فرزند مادرم! اين جمعيت نادان مرا در ضعف و اقليت قرار دادند آن چنان كه نزديك بود مرا به قتل برسانند، بنابراين من بىگناهم، بيگناه! كارى نكن كه دشمنان به شماتت من برخيزند و مرا در رديف اين جمعيت ظالم و ستمگر قرار مده» «قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني وَ كادُوا يَقْتُلُونَني فَلا تُشْمِتْ بِيَ الأَعْداءَ وَ لاتَجْعَلْني مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ».
تعبير به «إِبْنَ أُمّ» در اين آيه و يا «يَا ابْنَ أُمّ» در آيه ٩٤ سوره «طه» (فرزند مادرم) با اين كه: موسى و هارون از يك پدر و مادر بودند، به خاطر تحريك عواطف موسى عليه السلام در اين حال بوده است.
سرانجام اين جريان اثر خود را گذارد و بنىاسرائيل به زودى متوجه زشتى اعمال خويش شدند و تقاضاى توبه كردند.
***
آتش خشم موسى كمى فرو نشست و به درگاه پروردگار متوجه شد و عرض كرد: «پروردگارا من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت بىپايانت داخل كن، تو مهربانترين مهربانانى» «قالَ رَبِّ اغْفِرْ لي وَ لِا خي وَ أَدْخِلْنا في رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ».
تقاضاى بخشش و آمرزش براى خود و برادرش نه به خاطر آن است كه