تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣
آنها كه عملشان مطابق كتاب و سنت است خوب.
و آنها كه در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و يا بعد از او بر خلاف كتاب و سنت عمل كردند، بايد طرد شوند، و نام صحابه بودن نبايد سپرى براى جنايتكاران شود و افرادى مانند «معاويه» كه تمام ضوابط اسلامى را زير پا گذاشت و بر امام وقت، كه همه امت اسلامى امامت او را- حداقل، در آن زمان قبول دارند- خروج كرد، و آن همه خونهاى بىگناهان را ريخت، نبايد تقديس شوند، همچنين پارهاى از صحابه جيرهخوار كه جزء دار و دسته او بودند.
آرى شيعه چنين گناهانى را دارد و به آن معترف است، ولى آيا هيچ جمعيتى را مظلومتر از شيعه سراغ داريد كه نقطههاى درخشان و افتخار زندگى و تاريخ او را نقطههاى ضعف نشان دهند؟
و يك دنيا دروغ و تهمت به او ببندند؟ و حتى اجازه ندهند عقائد صحيح خود را در ميان عموم مسلمانان پخش كند، بلكه هميشه عقائد او را از دشمنان او بگيرند، نه از خود او؟!
آيا اگر جمعيتى به دستور پيامبرش عمل كند، در حالى كه ديگران عمل نكنند تفرقهانداز و نفاقافكن محسوب مىشود؟
آيا اينها را بايد از راهى كه مىروند باز داشت تا اتحاد برقرار شود؟
يا آنها كه از بىراهه مىروند را؟!
و ثالثاً- تاريخ علوم اسلامى نشان مىدهد: در غالب اين علوم، شيعه پيشقدم بوده است، تا آنجا كه «شيعه» را به عنوان پديدآورندگان علوم اسلام مىشناسند. «١»