تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢
«حجاز» و «مصر» بوده است و مدارك تاريخى گواه زنده اين حقيقت است.
ثانياً- گناه شيعه اين است كه به گفته قطعى پيامبر صلى الله عليه و آله كه در معتبرترين منابع اهل تسنن نيز آمده، عمل كرده، آنجا كه فرمود: «من در ميان شما دو چيز گرانمايه به يادگارى مىگذارم كه اگر به آنها متمسك شويد هيچ گاه گمراه نخواهيد شد، كتاب خدا و عترتم». «١»
گناه شيعه اين است كه: اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله را- كه از همه آگاهتر به مكتب و آئين او بودند- پناهگاه خود در مشكلات اسلامى قرار داده، و حقايق اسلام را از آنها گرفته است.
گناه شيعه اين است كه: به پيروى از منطق و عقل، و الهام از قرآن و سنت، باب «اجتهاد» را مفتوح مىداند، به فقه اسلام تحرك مىبخشد و مىگويد: چه دليلى دارد كه فهم قرآن و سنت را منحصر به «چهار نفر» كنيم، و همه مجبور باشند از آنها پيروى كنند؟!
مگر خطابات قرآن و سنت، متوجه عموم افراد با ايمان در همه قرون و اعصار نيست؟
و مگر صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله در فهم قرآن و سنت، از افراد معينى پيروى مىكردند؟
پس چرا اسلام را در چهار ديوارى خشك به نام «مذاهب چهارگانه حنفى و مالكى و حنبلى و شافعى» محصور سازيم؟!
گناه شيعه اين است كه مىگويد: ياران پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مانند همه افراد ديگر بايد با مقياس ايمان و عملشان مورد بررسى قرار گيرند.