تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠
اما اين آيه منعكسكننده حسّ خودبرتربينى آنها و ادعاى بىاساسى است كه در مورد امتياز نژاد عرب بر ديگران داشتهاند.
نظير همين معنى در سوره «فاطر» آيه ٤٢ از قول مشركان به صورت يك مسأله قاطع نه به عنوان يك قضيه شرطيه، نقل شده است، آنجا كه مىفرمايد:
«مشركان با نهايت تأكيد قسم ياد كردند كه اگر پيامبرى به سوى آنها بيايد از تمام امتها هدايتيافتهتر خواهند بود».
به هر حال قرآن در برابر اين ادعاها مىفرمايد: خداوند تمام راههاى بهانهجوئى را بر شما بسته است؛ زيرا «آيات و دلائل روشن از طرف پروردگار براى شما آمد، آميخته با هدايت الهى و رحمت پروردگار» «فَقَدْ جائَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ».
جالب اين كه: به جاى تعبير به كتاب آسمانى، تعبير به «بَيِّنَه» شده است.
اشاره به اين كه اين كتاب آسمانى از هر نظر روشن و روشنگر و آميخته با دلائل قاطع است.
«با اين حال آيا كسى ستمكارتر از آنها كه تكذيب آيات خدا مىكنند و از آن اعراض مىنمايند پيدا مىشود»؟ «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآياتِ اللَّهِ وَ صَدَفَ عَنْها».
«صَدَفَ» از ماده «صَدْف» (بر وزن حذف) به معنى اعراض كردن شديد و بدون تفكر از چيزى است، اشاره به اين كه آنها نه تنها از آيات خدا روى گردانيدند بلكه با شدت از آن فاصله گرفتند، بدون اين كه درباره آن كمترين فكر و انديشهاى به كار برند.
گاهى اين كلمه به معنى جلوگيرى كردن و ممانعت ديگران نيز آمده است.
در پايان آيه، مجازات دردناك اين گونه افراد لجوج و بىفكرى كه مطالعه