تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨
پيش بروند، پيروان چنين مذهبى نياز به آئين جديد نخواهند داشت و تحرك كافى را از همان آئين نهائى خواهند گرفت.
و نيز از اين آيه استفاده مىشود كه: مسائل مربوط به قيامت در «تورات» اصلى به حدّ كافى بوده است، و اگر مىبينيم در توراتهاى كنونى، و كتابهاى وابسته به آن جز در موارد نادرى اشاره به معاد و رستاخيز نشده است، بيشتر به خاطر تحريف يهود و دنياپرستانى بوده كه مايل بودهاند درباره قيامت كمتر سخن بگويند و كمتر سخن بشنوند.
البته در توراتهاى كنونى اشارات مختصرى به مسأله قيامت شده است، ولى به اندازهاى كم است كه بعضى مىخواهند بگويند: يهود، اصولًا به رستاخيز معتقد نيست ولى اين سخن به مبالغه شبيهتر است تا به يك واقعيت.
ضمناً بايد توجه داشت همان طور كه در جلد اول تفسير «نمونه» «١»
خاطرنشان ساختيم: منظور از ملاقات پروردگار كه در آيات قرآن آمده، ملاقات حسى و رؤيت با چشم نيست، بلكه يك نوع شهود باطنى و ملاقات روحانى است كه بر اثر تكامل انسان در رستاخيز صورت مىگيرد، و يا مشاهده پاداشها و كيفرهاى او در جهان ديگر است.
***
در آيه بعد، به نزول قرآن و تعليمات آن اشاره كرده و بحث آيه گذشته را تكميل مىنمايد، مىفرمايد: «اين كتابى است كه ما نازل كردهايم، كتابى است با عظمت و پر بركت و سرچشمه انواع خيرات و نيكىها» «وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ».