تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤
السُّفَهاءُ مِنَّا: «آيا ما را به خاطر عملى كه سفيهان ما انجام دادند، به هلاكت مىرسانى»؟
از اين جمله روشن مىشود: نه تنها موسى عليه السلام چنين تقاضائى را نداشت بلكه شايد هفتاد نفرى هم كه با او به ميعادگاه رفته بودند چنين منطقى نداشتند.
آنها تنها افراد دانشمند و نمايندگان بنىاسرائيل بودند، تا مشاهدات خود را براى توده جاهل و بيخبر كه پيشنهاد مشاهده پروردگار داشتند بيان كنند.
***
٢- آيا مشاهده خدا امكانپذير است!
در آيه فوق مىخوانيم: خداوند به موسى عليه السلام مىفرمايد: «به كوه بنگر اگر در جاى خود باقى ماند مرا خواهى ديد» آيا مفهوم اين سخن اين است كه به راستى خداوند قابل مشاهده است؟
پاسخ اين است كه: اين تعبير در حقيقت كنايه از محال بودن چنين موضوعى است، همانند جمله: حَتّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِى سَمِّ الْخِياطِ: «كافران در بهشت نمىروند مگر آن كه شتر از سوراخ سوزن بگذرد». «١»
و از آنجا كه معلوم بوده كوه در برابر جلوه خداوند محال است پايدار بماند، چنين تعبيرى ذكر شده است.
***
٣- منظور از جلوه خدا چيست؟
مفسران در اينجا گفتگوى بسيار كردهاند، ولى آنچه از مجموع آيات به نظر مىرسد اين است كه: خداوند، پرتوى از يكى از مخلوقات خود را بر كوه ظاهر ساخت (و آشكار شدن آثار او به منزله آشكار شدن خود او است).