تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦
از مجموع اينها به خوبى استفاده مىشود كه: «حديث منزلت»، موضوعى نبوده است كه اختصاص به داستان «تبوك» داشته باشد بلكه يك فرمان عمومى درباره على عليه السلام براى هميشه بوده است.
و از اينجا روشن مىشود اين كه: بعضى از دانشمندان اهل سنت مانند «آمدى» تصور كردهاند كه: اين حديث متضمن حكم خاصى در مورد جانشينى على عليه السلام در غزوه «تبوك» بوده است و ربطى به ساير موارد ندارد، به كلّى بىاساس است؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله به مناسبتهاى مختلف و در جريانهاى گوناگون اين جمله را تكرار فرموده و اين نشان مىدهد كه: يك حكم عمومى است.
***
ج- محتواى حديث منزلت
اگر با بىنظرى حديث فوق را بررسى كنيم و از پيشداورىهاى تعصبآميز و بهانهجوئىها، خود را بركنار داريم، از اين حديث استفاده مىكنيم كه على عليه السلام تمام مناصبى را كه هارون نسبت به موسى عليه السلام و در ميان بنىاسرائيل داشت- به جز نبوت- داشته است؛ زيرا لفظ حديث، عام است و استثناء جمله «إِلَّا أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدِى» نيز اين عموميت را تأكيد مىكند، و هيچ گونه قيد و شرطى در حديث وجود ندارد، كه آن را تخصيص بزند.
بنابراين امور زير را از حديث مىتوان استفاده كرد:
١- على عليه السلام بالاترين و افضل امت، بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله بود، همان گونه كه هارون چنين مقامى را داشت.
٢- على عليه السلام وزير پيامبر صلى الله عليه و آله، معاون خاص و پشتيبان او و شريك در برنامه رهبرى او بود؛ زيرا قرآن همه اين مناصب را براى هارون ثابت كرده است آنجا كه از زبان موسى مىگويد: