تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ». «١»
نه خودشان ايمان مىآوردند و نه بنىاسرائيل را از زنجير اسارت رها مىساختند.
جمله «إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ» اشاره به اين است كه: موسى، براى آنها مدتى تعيين مىكرد، و مىگفت: در فلان وقت، اين بلا برطرف خواهد شد، براى اين كه: كاملًا روشن شود اين دگرگونى تصادفى نبوده، بلكه به بركت درخواست او از خدا بوده است.
جمله «إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ» با توجه به اين كه «يَنْكُثُونَ» فعل مضارع است و دليل بر استمرار مىباشد نشان مىدهد: آنها مكرر با موسى عليه السلام پيمان مىبستند سپس آن را مىشكستند، به طورى كه پيمان شكنى جزء برنامه آنها شده بود.
***
آخرين آيه، سرانجامِ اين همه خيرهسرى و سركشى و پيمانشكنى را در دو جمله كوتاه بيان مىكند، نخست به صورت سربسته مىفرمايد: «ما از آنها انتقام گرفتيم» «فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ».
سپس اين انتقام را شرح مىدهد و مىفرمايد: «آنها را در دريا غرق كرديم؛ زيرا آنها آيات ما را تكذيب كردند، و از آن غافل بودند» «فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلينَ». «٢»