تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥
آشكار گردد.
به ضعف و ناتوانى خويش پى ببرند، در نتيجه متوجه مبدأ قادر و توانائى كه تمام نعمتها از ناحيه او است بشوند.
در نخستين آيه مورد بحث، اشاره به همين مطلب در مورد پيروان فرعون كرده مىفرمايد: «ما آل فرعون را به قحطى و خشكسالى و كمبود ميوهها گرفتار ساختيم، شايد متذكر گردند و بيدار شوند» «وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ».
«سِنِين» جمع «سنة» به معنى سال است، ولى معمولًا هنگامى كه با كلمه «أَخذ» (گرفتن) به كار مىرود، به معنى گرفتار قحطى و خشكسالى شدن مىآيد، بنابراين أَخَذَهُ السَّنَةُ: «سال او را گرفت» يعنى گرفتار خشكسالى شد، و شايد علت آن اين باشد كه سالهاى قحطى در برابر سالهاى عادى و معمولى كم است.
بر اين اساس، اگر منظور از سال، سالهاى عادى باشد، چيز تازهاى نيست، و از آن معلوم مىشود كه منظور سالهاى فوقالعاده يعنى قحطى است.
كلمه «آل» در اصل، «اهل» بوده، سپس به اصطلاح «قلب شده» و به اين صورت درآمده است، و «اهل» به معنى نزديكان و خاصان انسان است، اعم از اين كه بستگان نزديك او باشند و يا همفكران و همگامان و اطرافيان.
با اين كه: خشكسالى و قحطى، دامان همه فرعونيان را گرفت ولى در آيه فوق، تنها سخن از نزديكان و خاصان او به ميان آمده است، اشاره به اين كه آنچه مهم است اين است كه: آنها بيدار شوند؛ زيرا نبض ساير مردم به دست آنها است.
آنها هستند كه مىتوانند ديگران را گمراه سازند و يا به راه آورند، و به همين