تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١
تشريح مىنمايد، و به آنها گوشزد مىكند كه: اگر سه برنامه را عملى كنند، قطعاً بر دشمن پيروز خواهند شد:
نخست اين كه: تكيهگاهشان تنها خدا باشد و از او يارى بطلبند، مىفرمايد:
«موسى به قوم خود گفت: از خدا يارى جوئيد» «قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعينُوا بِاللَّهِ».
ديگر اين كه به آنها مىگويد: «استقامت و پايدارى پيشه كنيد» «وَ اصْبِرُوا»، و از تهديدها و حملات دشمن نهراسيد و از ميدان بيرون نرويد.
و براى تأكيد مطلب و ذكر دليل، به آنها گوشزد مىكند كه: «سراسر زمين از آنِ خدا است و مالك و فرمانرواى مطلق او است، و به هر كس از بندگانش بخواهد آن را منتقل مىسازد» «إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ».
و آخرين شرط اين است كه تقوا را پيشه كنيد؛ زيرا «عاقبتِ پيروزمندانه از آنِ پرهيزكاران است» «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ».
اين سه شرط كه: يكى از آنها در زمينه عقيده (استعانت جستن از خدا) و ديگرى در زمينه اخلاق (صبر و استقامت) و سومى در زمينه عمل (تقوا و پرهيزكارى) است، تنها شرط پيروزى قوم بنىاسرائيل بر دشمن نبود، بلكه هر قوم و ملتى بخواهند بر دشمنانشان پيروز شوند، بدون داشتن اين برنامه سه مادهاى امكان ندارد.
افراد بىايمان و مردم سست و ترسو، ملتهاى آلوده و تبهكار، اگر هم پيروز گردند، موقتى و ناپايدار خواهد بود.
قابل توجه اين كه اين سه شرط، هر كدام فرع بر ديگرى است، پرهيزكارى بدون استقامت در برابر شهوات و زرق و برق جهان ماده ممكن نيست، همان طور كه صبر و استقامت نيز بدون ايمان به خدا، بقاء و دوام ندارد.