تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١
از آيات مختلفى كه در اين سوره و سورههاى ديگر قرآن درباره ماجراى ساحران عصر فرعون آمده، چنين استفاده مىشود كه: آنها از همه اين عوامل و وسائل استفاده كردهاند.
جمله سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ: «چشم مردم را سحر كردند».
و جمله اسْتَرْهَبُوهُمْ: «مردم را به وحشت انداختند».
و يا تعبيرات ديگرى كه در سورههاى «طه» و «شعراء» آمده است همه گواه بر اين حقيقت است. «١»
***
در آيه بعد، توضيح اين معنى آمده كه موسى عليه السلام چگونه به معارضه پرداخت: هنگامى كه همه مردم به جنب و جوش افتاده بودند، غريو شادى از هر سو بلند بود و فرعون و اطرافيانش تبسم رضايتبخشى بر لب داشتند و برق شادى از چشمانشان مىدرخشيد، وحى الهى به سراغ موسى عليه السلام آمد و او را فرمان به انداختن عصا داد، ناگهان صحنه به كلّى دگرگون شد، رنگها از چهرهها پريد و تزلزل بر اركان فرعون و يارانش افتاد، قرآن مىفرمايد:
«ما به موسى وحى كرديم كه عصايت را بيفكن ناگهان (به صورت اژدهائى درآمد و) با دقت و سرعت، مارهاى دروغين و وسائل قلابى ساحران را جمع كرد» «وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ».
«تَلْقَفُ» از ماده «لقف» (بر وزن وقف) به معنى برگرفتن چيزى با قدرت و سرعت است، خواه به وسيله دهان و دندان باشد، يا به وسيله دست، ولى در پارهاى از موارد به معنى بلعيدن نيز آمده است، و در آيه مورد بحث، نيز ظاهراً به