تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩
١٠١ تِلْكَ الْقُرى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبائِها وَ لَقَدْ جائَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الْكافِرينَ
١٠٢ وَ ما وَجَدْنا لِاكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقينَ
ترجمه:
١٠١- اينها شهرها و آبادىهائى است كه قسمتى از اخبار آن را براى تو شرح مىدهيم؛ پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند؛ (ولى آنها چنان لجوج بودند كه) به آنچه قبلًا تكذيب كرده بودند، ايمان نمىآوردند. اين گونه خداوند بر دلهاى كافران مُهر مىنهد (و بر اثر لجاجت، حسّ تشخيصشان را سلب مىكند)!
١٠٢- و بيشتر آنها را بر سر پيمان خود نيافتيم؛ (بلكه) و اكثر آنها را فاسق و گنهكار يافتيم!
تفسير:
عبرت از سرگذشت آبادىها
در اين دو آيه باز هم تكيه، روى عبرتهائى است كه از بيان سرگذشتهاى اقوام پيشين گرفته مىشود، ولى روى سخن در اينجا به پيامبر صلى الله عليه و آله است اگر چه در واقع هدف همه هستند، نخست مىفرمايد: «اينها آبادىها، شهرها و اقوامى هستند كه اخبار و سرگذشت آنها را براى تو بيان مىكنيم» «تِلْكَ الْقُرى نَقُصُّ