تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٥
گاهى به معنى ترك كردن و اعراض نمودن.
گاهى نيز به معنى آثار چيزى را محو كردن، ولى بعيد نيست، ريشه همه آنها همان ترك كردن بوده باشد، منتها:
گاهى چيزى را به حال خود رها مىكنند تا ريشه بدواند و توالد و تناسل كند و افزايش يابد.
و گاهى رها مىكنند تا تدريجاً محو و نابود گردد، از اين جهت به معنى افزايش و يا نابودى نيز آمده است.
در آيه مورد بحث نيز مفسران سه احتمال دادهاند:
نخست اين كه: ما به آنها امكانات داديم تا «افزايش» يابند و آنچه را كه در دوران سختى از نفرات و ثروتها از دست داده بودند بيابند.
ديگر اين كه: ما آن چنان به آنها نعمت داديم كه مغرور شدند، و خدا را فراموش كردند و شكر او را «ترك» گفتند.
و سوم اين كه: ما به آنها نعمت داديم تا به وسيله آن آثار دوران نكبت را «محو» كردند و از بين بردند. «١»
البته اين تفاسير گر چه مفهومش با هم متفاوت است ولى از نظر نتيجه چندان با هم تفاوت ندارد.
سپ س اضافه مىكند: به هنگام برطرف شدن مشكلات، به جاى اين كه به اين حقيقت توجه كنند كه «نعمت» و «نقمت» به دست خدا است و رو به سوى او آورند، براى اغفال خود به اين منطق متشبث شدند، كه: