تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١
در ذيل آيه ٧٨ همين سوره، تفسير «جاثِمِين» گذشت، و نيز گفتيم تعبيرات مختلفى كه درباره عامل نابودى اين جمعيت آمده است هيچ گونه منافاتى با هم ندارند.
مثلًا در مورد قوم شعيب، عامل مرگشان در آيه مورد بحث، «زلزله» و در آيه ٩٤ سوره «هود» «صيحه آسمانى»، و در آيه ١٨٩ سوره «شعراء» «سايبانى از ابر كشنده» ذكر شده است، كه همه به يك موضوع بازمىگردد و آن اين كه: يك صاعقه وحشتناك آسمانى كه از درون ابرى تيره و تار برخاسته بود، شهر آنها را هدف خود قرار داد، و به دنبال آن (آن چنان كه خاصيت صاعقههاى عظيم است) زمينلرزه شديدى توليد شد و همه چيز آنها را در هم كوبيد.
***
آنگاه ابعاد وحشتناك اين زلزله عجيب را با اين جمله در آيه بعد تشريح كرده، مىفرمايد: «آنها كه شعيب را تكذيب كردند، آن چنان نابود شدند كه گويا هرگز در اين خانهها سكنى نداشتند»! «الَّذينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْيَغْنَوْا فيهَا». «١»
و در پايان آيه اشاره به سخنان اشراف قوم با طرفداران شعيب كرده، مىفرمايد: «آنها كه شعيب را تكذيب كردند، زيانكار بودند، نه مؤمنان» «الَّذينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ الْخاسِرينَ».
گويا اين دو جمله پاسخى است به گفتههاى مخالفان شعيب؛ زيرا آنها تهديد كرده بودند كه در صورت عدم بازگشت به آئين سابق، او و پيروانش را بيرون خواهند كرد، قرآن مىفرمايد: خداوند آن چنان آنها را نابود كرد كه گوئى هرگز در آنجا سكونت نداشتند، چه رسد به اين كه بخواهند ديگران را بيرون