تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١
نه با آئين مسيح كه معمولًا در احكامش از آئين يهود پيروى مىكند).
تازه در اين آيات تصريح شده كه اين قسمت از محرمات بر يهود نيز جنبه مجازات و كيفر داشته و اگر مرتكب جنايات و خلافكارىهائى نمىشدند، اين امور نيز بر آنها حرام نمىشد.
بنابراين جا دارد از بتپرستان سؤال شود: اين احكام ساختگى را از كجا آورديد؟!
لذا نخست مىفرمايد: «بر يهوديان، هر حيوان ناخندارى را حرام كرديم» «وَ عَلَى الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذي ظُفُرٍ».
«ظُفُر» (بر وزن شتر) در اصل، به معنى «ناخن» مىباشد، ولى به سمّ حيوانهاى سمدار (آنها كه همچون اسب، سمهائى دارند كه شكاف ندارد نه مانند گوسفند و گاو كه داراى سم شكافته مىباشند) نيز اطلاق شده؛ زيرا سمهاى آنها شبيه ناخن است، و نيز به پاى شتر كه نوك پاى او يكپارچه است و شكافى ندارد گفتهاند.
بنابراين، از آيه فوق چنين استفاده مىشود: تمام حيواناتى كه «سم چاك» نيستند اعم از چهارپايان يا پرندگان، بر يهود تحريم شده بود.
از «سفر لاويان» «تورات» كنونى فصل ١١ نيز همين معنى اجمالًا استفاده مىشود آنجا كه مىگويد:
«از ميان بهائم، هر سم چاكدارى كه تمام شكاف و نشخواركننده باشد بخوريد، اما از نشخواركنندگان سمچاكان اينها را نخوريد، شتر را با وجودى كه نشخوار مىكند اما تمام سمچاك نيست، آن براى شما ناپاك است». «١»
از جمله بعد، در آيه فوق كه تنها سخن از گاو و گوسفند به ميان آورده نيز