تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٥
٨٨ قالَ الْمَلَا الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ في مِلَّتِنا قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهينَ
٨٩ قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا في مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحينَ
ترجمه:
٨٨- اشراف زورمند و متكبر از قوم او گفتند: «اى شعيب! به يقين، تو و كسانى را كه به تو ايمان آوردهاند، از شهر و ديار خود بيرون خواهيم كرد، يا به آئين ما باز گرديد»! گفت: «آيا (مىخواهيد ما را بازگردانيد) اگر چه مايل نباشيم؟!
٨٩- اگر ما به آئين شما بازگرديم، بعد از آن كه خدا ما را از آن نجات بخشيده، به خدا دروغ بستهايم؛ و شايسته نيست كه ما به آن بازگرديم مگر اين كه خدائى كه پروردگار ماست بخواهد؛ علم پروردگار ما، به همه چيز احاطه دارد. تنها بر خدا توكل كردهايم. پروردگارا! ميان ما و قوم ما به حق داورى كن، كه تو بهترين داورانى»!
تفسير:
تهديد شعيب عليه السلام
در اين آيات: عكسالعمل قوم شعيب عليه السلام در برابر سخنان منطقى اين پيامبر بزرگ بيان شده است، و از آنجا كه اشراف متكبر و مغرور زمان او، از نظر ظاهر