تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١
بعضى از طريق راهزنى و گرفتن اموال مردم با ايمان، ولى متناسب با بقيه جملههاى آيه همان معنى اول است.
و در پايان آيه، پنجمين نصيحت شعيب عليه السلام كه يادآور نعمتهاى پروردگار براى تحريك حسّ شكرگزارى آنها است آمده، مىفرمايد: «به خاطر بياوريد هنگامى كه شما افراد كمى بوديد خداوند جمعيتتان را زياد كرد و نيروى انسانى شما را فزونتر ساخت» «وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَليلًا فَكَثَّرَكُمْ».
«و نيز خوب بنگريد كه سرانجام كار مفسدان به كجا منتهى شد»؟ و به دنبال آنها گام برنداريد «وَ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ».
ضمناً از جمله فوق استفاده مىشود: بر خلاف تبليغات حسابنشدهاى كه امروز مىكنند، در اكثر موارد كثرت نفرات، مىتواند سرچشمه قدرت، عظمت و پيشرفت جامعه باشد، البته به شرطى كه با برنامههاى منظم، زندگى آنها از نظر مادى و معنوى تأمين گردد.
***
آخرين آيه مورد بحث، در واقع پاسخى است به بعضى از گفتههاى مؤمنان و كافران قوم او؛ زيرا مؤمنان بر اثر فشارهائى كه از طرف كافران به آنها وارد مىشد، طبعاً اين سؤال را از پيامبرشان مىكردند، كه ما تا كى در شكنجه و فشار خواهيم بود؟
مخالفان او نيز از اين كه مجازات الهى فوراً دامانشان را نگرفته بود جرأت و جسارت پيدا كرده، مىگفتند: اگر راستى تو از طرف خدا هستى پس چرا با اين مخالفتهاى ما هيچ گزندى متوجه ما نمىشود.
شعيب عليه السلام مىگويد: «اگر طايفهاى از شما به آنچه من مبعوث شدهام ايمان آورده و جمعيت ديگرى ايمان نياوردهاند، نبايد موجب غرور كافران و يأس