تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٢
تفسير:
سرگذشت عبرتانگيز قوم ثمود
در اين آيات، به قيام «صالح» پيامبر بزرگ خدا در ميان قوم «ثمود» كه در يك منطقه كوهستانى ميان «حجاز» و «شام» زندگى مىكردند اشاره شده و بحثهاى عبرتانگيز گذشته درباره قوم نوح عليه السلام و هود عليه السلام را بدين وسيله ادامه مىدهد.
البته در سورههاى «هود»، «شعراء»، «قمر» و «شمس» به اين ماجرا نيز اشاره شده، و از همه جا مشروحتر سرگذشت اين جمعيت در سوره «هود» آمده است.
در اين آيات، تنها فشردهاى از گفتگوهاى صالح عليه السلام با قوم ثمود و سرانجام كار آنها بيان گرديده است.
نخست مىفرمايد: «ما به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم» «وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً».
به علت اطلاق كلمه «برادر» به اين پيامبران در ذيل آيه ٦٥ همين سوره در داستان هود اشاره شد.
پيامبر آنان صالح عليه السلام نيز همانند ساير پيامبران، نخستين گام را در راه هدايت آنها از مسأله توحيد و يكتاپرستى برداشت و به آنها گفت: «اى قوم من! خداوند يگانه را پرستش كنيد كه معبودى جز او نداريد» «قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ».
سپس اضافه نمود من بدون دليل چيزى نمىگويم، «بيّنه و دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمده است و اين همان شترى است كه خداوند براى شما معجزه قرار داده است» «قَدْ جائَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ