تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦
رگهاى موئين در وسط گوشتها باقى مىماند.
«يا گوشت خوك» «أَوْ لَحْمَ خِنزيرٍ».
زيرا «همه اينها رجس و پليدى است» «فَإِنَّهُ رِجْسٌ» و مايه تنفر طبع سالم آدمى و منبع انواع آلودگىها و سرچشمه زيانهاى مختلف.
ضمير «إِنَّهُ» با اين كه مفرد است، به عقيده بسيارى از مفسران به هر سه قسمت (گوشت مردار، خون و گوشت خوك) باز مىگردد، و معنى جمله چنين است: «همه آنچه گفته شد، پليدى است» «١»
و متناسب با ظاهر آيه نيز همين است كه ضمير به تمام آنها بازگردد؛ زيرا شك نيست كه مردار و خون همانند گوشت خوك پليد است.
سپس به نوع چهارم اشاره كرده مىفرمايد: «يا حيواناتى كه هنگام ذبح نام غير خدا بر آنها برده شده است» «أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ». «٢»
جالب اين كه: به جاى ذكر كلمه «حيوان» كلمه «فسق» آمده است و همان طور كه در سابق نيز اشاره كردهايم، «فسق» به معنى خارج شدن از راه و رسم بندگى و اطاعت فرمان خدا است، و لذا به هر گونه گناه فسق گفته مىشود.
اما ذكر اين كلمه در برابر «رجس» كه در مورد سه موضوع حرام سابق گذشت، ممكن است اشاره به اين باشد كه گوشتهاى حرام، اصولًا بر دو دسته است:
گوشتهائى كه تحريم آنها به خاطر پليدى و تنفر طبع و زيانهاى جسمانى مىباشد، و به آن رجس اطلاق مىگردد.