تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣
نكردهاند.
معنى ديگرى براى «عرش» نيز هست، و آن در مواردى است كه در مقابل «كرسى» قرار گيرد، در اين گونه موارد «كرسى» (كه معمولًا به تختهاى پايه كوتاه گفته مىشود) ممكن است كنايه از جهان ماده بوده باشد و «عرش» كنايه از جهان ما فوق ماده (عالم ارواح و فرشتگان) چنان كه در تفسير آيه «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الأَرْض» «١»
در سوره «بقره» مشروحاً گذشت.
***
٤- «خلق» و «امر» چيست؟
در اين كه منظور از «خلق» و «امر» چيست؟ ميان مفسران گفتگو است، اما با توجه به قرائنى كه در اين آيه و آيات ديگر قرآن موجود است روشن مىشود كه منظور از «خلق» آفرينش نخستين، و منظور از «امر» قوانين و نظاماتى است كه به فرمان پروردگار در عالم هستى حكومت مىكند و آنها را در مسير خود رهبرى مىنمايد.
اين تعبير، در حقيقت پاسخى است به آنها كه مىپندارند: خداوند جهان را آفريده و آن را به حال خود واگذارده و كنارى نشسته است.
به تعبير ديگر عالم هستى در ايجادش نيازمند به خدا است، اما در بقا و ادامه حيات نيازى ندارد!
اين جمله مىگويد: همان طور كه جهان در حدوثش نيازمند به او است در تدبير و ادامه حيات و ادارهاش نيز وابسته به او مىباشد، و اگر لحظهاى لطف خدا از آن گرفته شود، نظامش به كلى از هم گسسته و نابود مىگردد.
بعضى از فلاسفه مايلند عالم «خلق» را عالم «ماده» و عالم «امر» را عالم «ماوراء مادّه» بدانند؛ زيرا «عالم خلق» جنبه تدريجى دارد و اين خاصيت جهان ماده است و «عالم امر» جنبه دفعى و فورى دارد و اين خاصيت جهان ماوراء