تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١
نتيجه كوتاهىها و تقصيرات خودشان است و گرنه از ناحيه خداوند هيچ گونه كوتاهى در هدايت، رهبرى، ابلاغ آيات و بيان درسهاى تربيتى نشده است، لذا مىفرمايد: ما در هدايت و راهنمائى آنها چيزى فروگذار نكرديم «كتابى براى آنها فرستاديم كه تمام اسرار و رموز آن را با آگاهى كامل تشريح كرديم» «وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى عِلْمٍ».
«كتابى كه مايه هدايت و موجب رحمت براى جمعيتى است كه ايمان مىآورند» «هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ».
گر چه افراد لجوج و خودخواه از آن بىبهره مىمانند.
***
در آيه بعد، اشاره به طرز تفكر غلط تبهكاران و منحرفان در زمينه هدايتهاى الهى كرده، مىفرمايد: «گويا آنها انتظار دارند كه سرانجام و نتيجه وعدهها و وعيدهاى الهى را با چشم خود ببينند (بهشتيان را در بهشت و دوزخيان را در دوزخ مشاهده كنند) تا ايمان بياورند»! «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْويلَهُ».
اما چه انتظار نابه جائى؛ زيرا هنگامى كه نتايج و سرانجام اين وعدههاى الهى را مشاهده كنند، كار از كار گذشته است و راهى براى بازگشت باقى نمانده است.
مىفرمايد: «آن روز كه تأويل آنها فرا رسد (كار از كار گذشته و پشيمانى سودى ندارد و) كسانى كه قبلًا آن را فراموش كرده بودند، مىگويند: فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند» «يَوْمَ يَأْتي تَأْويلُهُ يَقُولُ الَّذينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ».
آرى، در آن هنگام آنها كه كتاب خدا و برنامههاى آسمانى او را به دست فراموشى سپردند، اعتراف مىكنند، كه فرستادگان پروردگار به حق مبعوث شده