تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧
چه اين قانون نيز استثناهائى دارد و ممكن است در شرايط خاصى بعضى از بهشتيان، دوزخيان را بنگرند.
آنچه در اينجا بايد قبل از بحث درباره چگونگى «اعراف» مؤكداً يادآور شويم اين است: تعبيراتى كه درباره قيامت و زندگى جهان ديگر مىشود، هيچ گاه نمىتواند از تمام خصوصيات آن زندگى پرده بردارد.
اين تعبيرات گاهى جنبه تشبيه و مثال دارد.
گاهى تنها شبحى را نشان مىدهد؛ زيرا زندگى آن جهان در افقى بالاتر و به مراتب از زندگى اين جهان وسيعتر است، درست همانند وسعت زندگى اين جهان در برابر دنياى رحم و عالم جنين.
بنابراين اگر الفاظ و مفاهيمى كه براى زندگى اين جهان داريم نتواند گوياى تمام آن مفاهيم باشد، جاى تعجب نيست.
پس از اشاره به حدّ فاصل بين بهشتيان و دوزخيان، قرآن مىفرمايد: «بر اعراف مردانى قرار دارند كه همه را از سيمايشان مىشناسند» «وَ عَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسيماهُمْ».
«اعراف» در لغت، جمع «عُرف» (بر وزن گُفت) به معنى محل مرتفع و بلند است، و اين كه به يالهاى اسب و پرهاى بلند پشت گردن خروس، «عُرْفُ الْفَرَس» يا «عُرْفُ الدِّيْك» گفته مىشود، به همين جهت است كه در محل مرتفعى از بدن آنها قرار دارد (درباره خصوصيات سرزمين اعراف كه در آيه آمده پس از پايان تفسير آيات، به تفصيل سخن خواهيم گفت).
سپس مىفرمايد: «مردانى كه بر اعراف قرار دارند، بهشتيان را صدا زده، مىگويند: درود بر شما باد، اما خودشان وارد بهشت نشدهاند، اگر چه بسيار تمايل دارند» «وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ».