تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤
مطلب، گروههاى مختلف و سرنوشت آنها را در برابر يكديگر نهاده و با مقايسه به يكديگر، چگونگى وضع آنها را تشريح كند.
در آيات گذشته بحث از سرنوشت منكران آيات خدا و متكبران و ظالمان بود، در اينجا آينده روشن افراد با ايمان را چنين شرح مىدهد: «كسانى كه ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند ... اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند» «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ... أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ».
ولى در ميان اين جمله (يعنى در ميان «مبتدا» و «خبر») يك جمله معترضه «١» كه اشاره به پاسخ بسيارى از سؤالات است بيان كرده، مىفرمايد: «ما هيچ كس را جز به اندازه توانائيش تكليف نمىكنيم» «لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها».
اشاره به اين كه كسى تصور نكند: قرار گرفتن در صف افراد با ايمان و انجام عمل صالح، در دسترس همه كس نيست و جز افراد معدودى قدرت بر وصول به آن ندارند؛ چرا كه تكاليف پروردگار به اندازه قدرت افراد است و به اين وسيله راه را بر روى همه كس اعم از عالم و جاهل، كوچك و بزرگ و در هر سن و سال گشوده و همه را دعوت به پيوستن به اين صف مىكند، و البته از هر كس به اندازه استعداد فكرى و جسمى و امكاناتش انتظار دارد.
اين آيه مانند بسيارى ديگر از آيات قرآن، وسيله نجات و سعادت جاويدان را منحصراً ايمان و عمل شايسته، معرفى مىكند و به اين ترتيب به عقيده خرافى مسيحيان امروز كه وسيله نجات را قربانى شدن مسيح عليه السلام در برابر گناهان بشريت مىدانند، خط بطلان مىكشد.
اصرار قرآن روى مسأله ايمان و عمل صالح در آيات مختلف براى كوبيدن