تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧
مطلب به همين جا پايان نمىپذيرد، هنگامى كه همگى با ذلت و خوارى در محيط شرربار دوزخ قرار مىگيرند، شكايات آنها به پيشگاه پروردگار از يكديگر شروع مىشود، قرآن مىفرمايد: «هنگامى كه دو گروه به هم مىرسند:
فريبخوردگان زبان به شكايت مىگشايند و عرضه مىدارند: پروردگارا اين اغواگران بودند كه ما را گمراه ساختند، خدايا عذاب و كيفر آنها را مضاعف كن، كيفرى به خاطر گمراه بودن، و كيفرى به خاطر گمراه كردن ما» «حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِا ولهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ».
شك نيست كه اين درخواست كاملًا منطقى و به جا است و حتى بدون درخواست، اغواگران چنين كيفرى را دارند؛ زيرا آنها بار مسئوليت انحراف فريبخوردگان را نيز بر دوش مىكشند، بدون اين كه: از مسئوليت خود آنها كاسته شود، ولى عجيب اين است كه در پاسخ «به آنها گفته مىشود: مجازات هر دو دسته از شما مضاعف است ولى نمىدانيد چرا»؟! «قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لاتَعْلَمُونَ».
با دقت روشن مىشود: چرا گروه پيروان نيز مجازات مضاعف دارند؛ زيرا هيچ گاه پيشوايان ظلم و ستم و سركردگان انحراف و گمراهى به تنهائى نمىتوانند برنامههاى خود را پياده كنند و اين پيروان سرسخت و لجوج هستند كه به آنها در رسيدن به اين هدف، قدرت و توان مىبخشند و به اصطلاح تنور آنها را داغ كرده و پاى پرچمشان سينه مىزنند.
بنابراين، اين دسته نيز بايد كيفر مضاعف داشته باشد، كيفرى به خاطر گمراهى خود و كيفرى به خاطر حمايت از ظالم و ستمگر و پيشوايان گمراه.
به همين دليل در حديث معروفى كه از امام كاظم عليه السلام درباره يكى از دوستانش به نام «صفوان» نقل شده مىخوانيم: به هنگام نهى او از همكارى با