تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤
٣٤ وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لايَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لايَسْتَقْدِمُونَ
ترجمه:
٣٤- براى هر قوم و جمعيتى، زمان و سرآمد (معينى) است؛ و هنگامى كه سرآمد آنها فرا رسد، نه ساعتى از آن تأخير مىكنند، و نه بر آن پيشى مىگيرند.
تفسير:
هر جمعيتى سرانجامى دارد
در اين آيه، خداوند به يكى از قوانين آفرينش يعنى فنا و نيستى ملتها، اشاره مىكند و بحثهاى مربوط به زندگى فرزندان آدم در روى زمين و سرانجام و سرنوشت گنهكاران كه در آيات قبل گفته شد، با اين بحث روشنتر مىشود.
نخست، مىفرمايد: «براى هر امتى زمان و مدت معينى وجود دارد» «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ».
و مىافزايد: «و به هنگامى كه اين اجل فرا رسد، نه لحظهاى تأخير خواهند كرد و نه لحظهاى بر آن پيشى مىگيرند» «فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لايَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لايَسْتَقْدِمُونَ».
يعنى ملتهاى جهان همانند افراد، داراى مرگ و حياتند، ملتهائى از صفحه زمين برچيده مىشوند، و به جاى آنها ملتهاى ديگرى قرار مىگيرند، قانون مرگ و حيات مخصوص افراد انسان نيست بلكه اقوام، جمعيتها و جامعهها را نيز در بر مىگيرد.
با اين تفاوت كه مرگ ملتها غالباً بر اثر انحراف از مسير حق و عدالت و