تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
گوسفندانى است كه به هنگام ورود در برابر شما، چيده شد، يعنى يكى دو ساعت بيشتر طول نكشيد كه پشم از بدن گوسفند فرود آمد و پارچه جالبى براى پوشش رئيس كشور شد»!
اما متأسفانه در عصر ما، جنبههاى فرعى و حتى نامطلوب و زننده لباس به قدرى گسترش يافته كه دارد فلسفه اصلى لباس را تحت الشعاع خود قرار مىدهد.
لباس عاملى شده براى انواع تجملپرستىها، توسعه فساد، تحريك شهوات، خودنمائى، تكبر، اسراف و تبذير و امثال آن، حتى گاه لباسهائى در ميان جمعى از مردم به خصوص «جوانان غربزده» ديده مىشود كه جنبه جنونآميز آن بر جنبه عقلانيش برترى دارد و به همه چيز شباهت دارد جز به لباس.
اصولًا چنين به نظر مىرسد كه كمبودهاى روانى، عاملى براى به نمايش گذاردن اين گونه انواع لباسهاى عجيب و غريب است، افرادى كه نمىتوانند با كار چشمگيرى خود را به جامعه نشان دهند، سعى دارند با لباسهاى نامأنوس و غريب و عجيب وجود و حضور خود را در جامعه اثبات كنند.
و به همين دليل، ملاحظه مىكنيم، افراد با شخصيت و آنها كه داراى عقده حقارتى نيستند، از پوشيدن اين گونه لباسها متنفرند.
به هر صورت، ثروتهاى عظيمى كه از طريق لباسهاى گوناگون و مُدپرستىهاى مختلف و چشم هم چشمىها در مسأله لباس، نابود مىشود، رقم بسيار مهمى را تشكيل مىدهد كه اگر صرفهجوئى مىشد، بسيارى از مشكلات اجتماعى را حل مىكرد و مرهمهاى مؤثرى بر زخمهاى جانكاه جمعى از محرومان جامعه بشرى مىگذارد.