تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠
مىكند، به علاوه كراراً در قرآن به پاسخ آن اشاره شده است.
و تنها به پاسخ دوم قناعت كرده، مىفرمايد: «خداوند هرگز به كارهاى زشت و قبيح فرمان نمىدهد» «قُلْ إِنَّ اللَّهَ لايَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ»؛ زيرا حكم او از فرمان عقل جدا نيست.
دستور به فحشاء طبق صريح آيات قرآن، كار شيطان است نه كار خداوند، خداوند تنها به نيكىها و خوبىها فرمان مىدهد. «١»
سپس با اين جمله آيه ختم مىشود كه: «آيا به خدا نسبتهائى مىدهيد كه نمىدانيد»؟! «أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لاتَعْلَمُونَ».
گر چه ظاهراً مناسبتر اين بود كه گفته شود: چرا چيزى كه دروغ است و واقعيت ندارد را به خدا نسبت مىدهيد؟ ولى به جاى آن فرموده است: چرا چيزى را كه نمىدانيد به خدا نسبت مىدهيد؟
اين در حقيقت براى آن است كه: حداقل مطالبى كه مورد قبول طرف است، مورد استناد واقع شود، و گفته شود: اگر شما به دروغ بودن اين سخنان يقين نداريد، لااقل دليلى هم بر اثبات آن نداريد، پس چرا بىدليل تهمت مىزنيد؟ و چيزى را كه نمىدانيد به خدا نسبت مىدهيد؟!
***
نكتهها:
١- فرود آمدن لباس!
در آيات متعددى از قرآن مجيد، به جمله أَنْزَلْنا: «فرو فرستاديم» برخورد مىكنيم كه ظاهراً، با مفهوم فرستادن از طرف بالا به سمت پائين، سازش ندارد، مانند آيه مورد بحث؛ زيرا خداوند در اين آيه مىفرمايد: «لباسى براى شما فرو فرستاديم كه اندام شما را مىپوشاند».
در حالى كه مىدانيم: لباس يا از پشم حيوانات گرفته مىشود، و يا از مواد