تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
احياناً ممكن است. «١»
ولى ظاهراً اين دو با هم منافاتى ندارند؛ زيرا قاعده اصلى آن است كه مشاهده نشود، اما اين قاعده مانند بسيارى از قاعدههاى ديگر موارد استثنائى دارد.
***
و در آخرين آيه به يكى از وسوسههاى مهم شيطانى اشاره مىكند كه بر زبان جمعى از انسانهاى شيطان صفت نيز جارى مىشود و آن اين كه: «هنگامى كه عمل زشت و قبيحى را انجام مىدهند، اگر از دليل آن سؤال شود، در پاسخ، مىگويند: اين راه و رسمى است كه نياكان خود را بر آن يافتهايم» «وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آبائَنا».
سپس اضافه مىكنند: «خداوند هم ما را به آن دستور داده است» «وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها».
مسأله تقليد كوركورانه از نياكان، به اضافه تهمت به ساحت مقدس پروردگار دو عذر ساختگى و ناموجه هستند، كه شيطانصفتان در اعمال خود، غالباً به آن متشبث مىشوند.
جالب اين كه: قرآن در پاسخ آنها اعتنائى به دليل اول يعنى پيروى كور كورانه از نياكان نمىكند.
گويا آن را از هر گونه جواب مستغنى مىداند؛ زيرا عقل سليم آن را درك