تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦
به هنگامى كه به ثمر نشست، بخوريد ولى فراموش نكنيد كه به هنگام چيدن، حق آن را بايد ادا كنيد» «كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ».
و در پايان، فرمان مىدهد: «اسراف نكنيد؛ زيرا خداوند مسرفان را دوست نمىدارد» «وَ لاتُسْرِفُوا إِنَّهُ لايُحِبُّ الْمُسْرِفينَ».
«اسراف» به معنى تجاوز از حدّ اعتدال است، اين جمله، مىتواند اشاره به عدم اسراف در خوردن، و يا عدم اسراف در بخشش بوده باشد؛ زيرا پارهاى از اشخاص به قدرى دست و دلبازند كه هر چه دارند به اين و آن مىدهند و خود و فرزندانشان معطل مىمانند.
***
نكتهها:
١- پيوند آيه با آيات قبل
در آيات گذشته از اين سوره، سخن از احكام خرافى بتپرستان در ميان بود، كه از زراعت و چهارپايان نصيبى براى خدا قرار مىدادند، و عقيده داشتند اين سهام بايد به شكل مخصوصى مصرف گردد، و سوار شدن بر پشت بعضى از چهارپايان را تحريم مىكردند و بچههاى خود را براى بعضى از بتها قربانى مىنمودند.
آيه فوق و آيهاى كه بعد از اين مىآيد در حقيقت پاسخى به تمام اين احكام خرافى است؛ زيرا صريحاً مىفرمايد:
خالق تمام اين نعمتها خدا است، او است كه همه اين درختان و چهارپايان و زراعتها را آفريده است و هم او است كه دستور داده از آنها بهره گيريد و اسراف نكنيد، بنابراين غير او نه حق «تحريم» دارد و نه حق «تحليل».
***