تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
پستى گرائيدى) «فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرينَ».
از اين جمله به خوبى روشن مىشود كه: تمام بدبختى شيطان، مولود تكبر او بود، اين خودبرتربينى او، كه خود را در مقامى بيش از آنچه شايسته آن بود قرار داد، سبب شد كه نه تنها بر آدم سجده نكند، بلكه علم و حكمت خدا را انكار نمايد، و به فرمان او خرده گيرد، و سرانجام تمام مقام و حيثيت خود را از دست بدهد، و به جاى بزرگى، پستى و ذلت را براى خويش بخرد، يعنى نه تنها به هدف نرسيد، بلكه درست در جهت عكس آن قرار گرفت.
در «نهج البلاغه» در خطبه «قاصعه» از امير مؤمنان على عليه السلام به هنگام نكوهش كبر و خودبرتربينى چنين مىخوانيم:
فَاعْتَبِرُوا بِما كانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ،- وَ كانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلافِ سَنَةٍ ...- عَنْ كِبْرِ ساعَةٍ واحِدَةٍ فَمَنْ ذا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ؟ كَلاّ ما كانَ اللَّهُ سُبْحانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْها مَلَكاً إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّماءِ وَ أَهْلِ الأَرْضِ لَواحِد:
«پند و عبرت گيريد از آنچه خداوند با ابليس رفتار كرد، در آن هنگام كه اعمال و عبادات طولانى و تلاش و كوششهاى او را- كه شش هزار سال بندگى خدا كرده بود ...- به خاطر ساعتى تكبر بر باد داد، با اين حال چه كسى بعد از ابليس مىتواند از كيفر خدا در برابر انجام همان معصيت مصون بماند؟ نه، هرگز ممكن نيست خداوند، انسانى را به بهشت بفرستد، در برابر كارى كه به خاطر آن فرشتهاى را از بهشت رانده است «١» حكم خداوند درباره اهل آسمان و زمين يكى است». «٢»