تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
خداوند در مورد او است كه تمام موجودات زمين و آسمان، به فرمان خدا سرگشته و فرمانبردار او هستند و با اين حال شرط انصاف نيست كه او فرمان نبرد. «١»
جمله «كُلٌّ يَجْرِي إِلى أَجَلٍ مُسَمّىً» اشاره به اين است كه: اين نظام حساب شده و دقيق تا ابد، ادامه نمىيابد، و پايان و سرانجامى دارد كه همراه با پايان گرفتن دنيا است، همان چيزى كه در سوره «تكوير» چنين از آن ياد شده است::
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ* وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ: «هنگامى كه خورشيد بىفروغ گردد* و ستارگان به تيرگى گرايند ...».
ارتباط جمله «أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» با توجه به آنچه در بالا گفتيم، با اين بحث روشن مىشود؛ زيرا خداوندى كه خورشيد و ماه با عظمت را با آن حساب دقيق به كار گرفته، و شب و روز را با آن نظم مخصوص هزاران و ميليونها سال وارد يكديگر مىكند، چنين پروردگارى چگونه ممكن است از اعمال انسانها بى خبر بماند؟ آرى او هم اعمال را مىداند و هم نيات و انديشهها را.
***
و در آخرين آيه مورد بحث، به صورت يك نتيجهگيرى جامع و كلى مىفرمايد: «اينها دليل بر آن است كه: خداوند حق است، و آنچه غير از او مىخوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است» «ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ». «٢»