تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
در شب، ممكن است اشاره به افزايش تدريجى و كوتاه شدن شب و روز در طول سال باشد، كه تدريجاً از يكى كاسته، و به صورت نامحسوسى بر ديگرى مىافزايد، تا فصول چهار گانه سال با ويژگىها و آثار پر بركتش ظاهر گردد (تنها در دو نقطه از روى زمين است كه اين تغيير تدريجى و فصول چهار گانه نيست يكى نقطه حقيقى قطب شمال و جنوب است كه در طول سال، شش ماه شب، و شش ماه روز مىباشد، و ديگرى خط باريك و دقيق استوا است كه در تمام سال، شب و روز يكسان است).
و يا اشاره به اين باشد كه تبديل شب به روز، و روز به شب، به خاطر وجود جو زمين به طور ناگهانى صورت نمىگيرد، تا انسان و همه موجودات زنده را در برابر خطرات مختلف قرار دهد، بلكه نخستين اشعه آفتاب از هنگام طلوع فجر در اعماق تاريكى نفوذ كرده، كم كم نفوذ بيشترى پيدا مىكند، تا تمام صفحه آسمان را بگيرد، درست به عكس چيزى كه به هنگام پايان روز و دخول شب تحقق مىيابد.
اين انتقال تدريجى و كاملًا منظم و حساب شده، از مظاهر قدرت خدا است.
البته اين دو تفسير، با هم منافاتى ندارند و ممكن است جمعاً در معنى آيه منظور باشند.
در مورد تسخير «شمس» و «قمر» و ساير كرات آسمانى براى انسانها- چنان كه قبلًا هم گفتهايم- منظور، تسخير در راه خدمت به انسان است، و به تعبير ديگر «لام» در «سَخَّرَ لَكُم» لام نفع است، نه لام اختصاص، و اين تعبير در قرآن مجيد در مورد خورشيد و ماه، شب و روز و نهرها و درياها و كشتىها آمده است، و همه اينها بيانگر عظمت شخصيت انسان و گستردگى نعمتهاى