تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨
قسمتهائى كه نبايد آشكار گردد، آشناتر است». «١»
كوتاه سخن اين كه: مسأله ميهماننوازى و آداب ميهمان دارى و وظايف و خصوصيات هر كدام، بحث گستردهاى را در آداب معاشرت اسلامى، به خود اختصاص داده، كسانى كه توضيح بيشترى در اين زمينه مىخواهند، به «بحار الانوار»، بابهاى ٨٨ تا ٩٤ از ابواب كتاب العشره از جلد ٧٥، و كتاب «محجة البيضاء»، جلد ٣، باب چهارم «فضيلة الضيافة» مراجعه كنند.
اما با نهايت تأسف، در عصر ما كه عصر غلبه ماديگرى بر جهان است اين سنت قديمى انسانى، چنان محدود شده كه: در بعضى از جوامع غربى، تقريباً برچيده شده است، و شنيدهايم: هنگامى كه بعضى از آنها به كشورهاى اسلامى مىآيند و گستردگى ميهمان دارى، و ميهماننوازى را كه هنوز در خانوادههاى اصيل اين مرز و بوم به صورت گرم و مملو از عواطف برقرار است، مىبينند، شگفتزده مىشوند كه: چگونه ممكن است افرادى بهترين وسائل موجود خانه و باارزشترين غذاهاى خود را براى پذيرائى مهمانهائى كه گاهى با آنها ارتباط كمى دارند، و شايد تنها در يك سفر كوتاه آشنا شدهاند بگذارند؟!.
ولى توجه به احاديث اسلامى كه گوشهاى از آن در بالا آمد، دليل اين ايثار و فداكارى را روشن مىسازد، و محاسبات معنوى را در اين رابطه مشخص مىكند، محاسباتى كه براى مادهپرستان، فرهنگ نامفهومى است.
***