تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
نظام پسرخواندگى كه يك نظام جاهلى بود) اما مىبايست پس از برطرف شدن حالت فوقالعاده، ابطال گردد و چنين شد.
منتهى، در آيه مورد بحث، قبل از ذكر اين نكته، به دو حكم ديگر، يعنى «اولويّت پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به مؤمنين»، و «بودن زنان پيامبر صلى الله عليه و آله به منزله مادر» به عنوان مقدمه، ذكر شده است:
مىفرمايد: «پيامبر، نسبت به مؤمنان از خود آنها اولى است» «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ».
«و همسران او مادران مؤمنين محسوب مىشوند» «وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ».
با اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله به منزله پدر، و همسران او به منزله مادران مؤمنين هستند، هيچ گاه از آنها ارث نمىبرند، چگونه مىتوان انتظار داشت كه پسر خواندهها وارث گردند.
پس از آن مىافزايد: «خويشاوندان نسبت به يكديگر، از مؤمنان و مهاجرين، در آنچه خدا مقرر داشته است اولى هستند» «وَ أُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ».
ولى، با اين حال براى اين كه راه را به كلى به روى مسلمانان نبندد، و بتوانند براى دوستان و كسانى كه مورد علاقه آنها هستند، چيزى به ارث بگذارند- هر چند از طريق وصيت نسبت به ثلث مال باشد- در پايان آيه، اضافه مىكند: «مگر اين كه بخواهيد نسبت به دوستانتان كار نيكى انجام دهيد» اين مانعى ندارد «إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً».
و در آخرين جمله، براى تأكيد همه احكام گذشته، يا حكم اخير، مىفرمايد: «اين حكم، در كتاب الهى (در لوح محفوظ يا در قرآن مجيد) نوشته شده است» «كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً».