تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨
خطرات جدى آن را مىداند نمىخورد، با اين كه قدرت بر اين كار دارد، اما آگاهيها و مبادى فكرى و روحى او سبب مىشود كه با ميل و اراده خود از اين كار چشم بپوشد.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه: اين تقواى الهى موهبت ويژهاى است كه به پيغمبران داده شده، نه به ديگران، ولى بايد توجه داشت كه خداوند اين امتياز را به خاطر مسئوليت سنگين رهبرى به آنها داده.
بنابراين، امتيازى است كه بهره آن عايد همگان مىشود و اين عين عدالت است، درست مانند امتياز خاصى كه خداوند به پردههاى ظريف و بسيار حساس چشم داده كه تمام بدن از آن بهره مىگيرد.
از اين گذشته، به همان نسبت كه پيامبران امتياز دارند و مشمول مواهب الهى هستند، مسئوليتشان نيز سنگين است و يك ترك اولاى آنها معادل يك گناه بزرگ افراد عادى است، و اين مشخص كننده خط عدالت است.
نتيجه اين كه: اين اراده يك اراده تكوينى است در سر حد يك مقتضى (نه علت تامه) و در عين حال نه موجب جبر است و نه سلب مزيت و افتخار.
***
٤- جاهليت قرن بيستم!
همان گونه كه اشاره شد، جمعى از مفسران در تفسير «الجاهلية الاولى» در آيات مورد بحث، گرفتار شك و ترديد شدند، گوئى نتوانستند باور كنند كه بعد از ظهور اسلام، نوعى ديگر جاهليت در جهان پا به عرصه وجود خواهد گذاشت كه جاهليت عرب قبل از اسلام در مقابل آن، موضوع كم اهميتى خواهد بود.
ولى امروز، اين امر براى ما كه شاهد مظاهر جاهليت وحشتناك قرن بيستم هستيم، كاملًا حل شده است، و بايد آن را به حساب يكى از پيشگوئيهاى اعجاز