تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧
از جمله، در بعضى از روايات، آمده است: هنگامى كه «خوله» خود را به پيامبر صلى الله عليه و آله بخشيد، صداى اعتراض «عايشه» بلند شده گفت: ما بالُ النِّساءِ يَبْذُلْنَ أَنْفُسَهُنَّ بِلا مَهْرٍ؟!: «چرا بعضى از زنان، بدون مهر خود را در اختيار ازدواج مىگذارند»؟!
و در اين هنگام آيه فوق نازل شد، ولى «عايشه» رو به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله كرد، گفت: «من مىبينم خداوند مقصود تو را به سرعت انجام مىدهد» (و اين يك نوع تعريض بر پيامبر صلى الله عليه و آله بود).
اما پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: وَ انَّكَ انْ أَطَعْتَ اللَّهَ سارَعَ فِى هزواكِ!: «تو نيز اگر اطاعت خدا كنى، مقصودت را به سرعت انجام مىدهد»!. «١»
بدون شك، اين گونه زنان، تنها خواهان كسب افتخار معنوى بودند، كه از طريق ازدواج با پيامبر صلى الله عليه و آله براى آنها حاصل مىشد، لذا بدون هيچگونه مهرى آماده همسرى با او شدند، ولى همان گونه كه گفتيم: وجود چنين مصداقى براى حكم بالا از نظر تاريخى مسلّم نيست، آنچه مسلّم است اينست كه: خداوند چنين اجازهاى را به پيامبر صلى الله عليه و آله داده بود، به خاطر فلسفهاى كه بعداً به آن اشاره مىشود.
***
٣- از اين آيه، به خوبى استفاده مىشود: اجراى صيغه ازدواج با لفظ «هبه» تنها مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله بوده، و هيچ فرد ديگرى نمىتواند با چنين لفظى عقد ازدواج را اجرا كند، ولى، اگر اجراى عقد، با لفظ ازدواج و نكاح انجام گيرد،