تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢
جالب اين كه: در آغاز، توصيه درباره هر دو مىكند ولى به هنگام بيان زحمات و خدمات، تكيه روى زحمات مادر مىنمايد تا انسان را متوجه ايثارگرىها و حق عظيم او سازد.
سپس، مىگويد: «توصيه كردم كه هم شكر مرا بجاى آور و هم شكر پدر و مادرت را» «أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ».
شكر مرا به جا آور كه خالق و منعم اصلى توام، و چنين پدر و مادر مهربانى به تو دادهام، و هم شكر پدر و مادرت را كه واسطه اين فيض و عهده دار انتقال نعمتهاى من به تو مىباشند.
و چقدر جالب و پر معنى است كه: شكر پدر و مادر درست در كنار شكر خدا قرار گرفته.
و در پايان آيه، با لحنى كه خالى از تهديد و عتاب نيست مىفرمايد:
«بازگشت همه شما به سوى من است» «إِلَيَّ الْمَصِيرُ».
آرى، اگر در اينجا كوتاهى كنيد، در آنجا تمام اين حقوق و زحمات و خدمات مورد بررسى قرار مىگيرد و مو، به مو حساب مىشود، بايد از عهده حساب الهى در مورد شكر نعمتهايش، و همچنين در مورد شكر نعمت وجود پدر و مادر و عواطف پاك و بىآلايش آنها، بر آئيد.
بعضى از مفسران، در اينجا به نكتهاى توجه كردهاند كه: در قرآن مجيد تأكيد بر رعايت حقوق پدر و مادر، كراراً آمده است، اما سفارش نسبت به فرزندان كمتر ديده مىشود (جز در مورد نهى از كشتن فرزندان كه يك عادت شوم و زشت استثنائى در عصر جاهليت بوده است).
اين به خاطر آن است كه: پدر و مادر به حكم عواطف نيرومندشان كمتر ممكن است فرزندان را به دست فراموشى بسپارند، در حالى كه زياد ديده شده