تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠
باشد كه پيشينيان عدد كرات منظومه شمسى را هفت مىدانستند (و در واقع آنچه از منظومه شمسى امروز نيز با چشم غير مسلح ديده مىشود، هفت كره بيش نيست) و با توجه به اين كه: «هفته» به صورت يك دوره كامل زمان، هفت روز بيشتر نيست و تمام كره زمين را نيز به هفت منطقه تقسيم مىكردند، و نام هفت اقليم بر آن گذارده بودند، روشن مىشود كه: چرا «هفت» به عنوان يك عدد كامل در ميان آحاد و براى بيان كثرت به كار رفته است. «١»
***
بعد از ذكر علم بىپايان پروردگار، سخن از قدرت بى انتهاى او به ميان مىآورد و مىفرمايد: «آفرينش همه شما و نيز برانگيخته شدن شما بعد از مرگ، همانند يك فرد بيش نيست، خداوند شنوا و بينا است» «ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ».
بعضى از مفسران گفتهاند: جمعى از كفار قريش، از روى تعجب و استبعاد در مسأله معاد مىگفتند: خداوند ما را به گونههاى مختلفى، و در طى مراحل گوناگون آفريده است: روزى نطفه بوديم، پس از آن علقه شديم، بعد مضغه گشتيم، و سپس تدريجاً به صورتهاى گوناگون در آمديم، چگونه خداوند همه ما را در يك ساعت آفرينش جديدى مىدهد؟
آيه مورد بحث نازل شد و به سخن آنها پاسخ گفت.
در حقيقت آنها از اين نكته غافل بودند كه: مفاهيمى همچون «سخت»، «آسان»، «كوچك» و «بزرگ» براى موجوداتى همچون ما كه قدرت محدودى داريم، قابل تصور است، ولى در برابر قدرت بى پايان حق، همگى يكسان و